فاطمه نفس مامان♥♥♥

1

بدرقه

1392/12/18 10:37
660 بازدید
اشتراک گذاری

وقتی یه روز تعطیل صبح زود از خواب بیدار شیخواب از یه طرف دلتنگی برای خانوادت که شب قبل بدرقشون کردی بای بایوراهی کربلا شدن فرشتهواز یه طرف استرس خونه تکونی که هیچ کار نکردیآخ دیگه حسابی خواب رو از سرت میندازه.انقدرتندتند کارهامو کرده بودم که وقتی ناهارم تقریبا آماده بود نگاه به ساعت کردم دیدم ساعت تازه ٩استتعجب

 

اینم ناهارما نگاه به قیافش نکنید خوشمزه شدهچشمک

خلاصه اینکه خاله زهرا ومامان جون وآقاجون راهی کربلا شدن

ماهم حسابی دلتنگشونیم.گریه

ایشااله که همه مسافراسلامت برگردن آمینبغل

جمعه هفته پیش با مامان جون اینها وعموی بنده رفته بودیم پارک بازم فاطمه پا تو کفش بزرگترهاکردنیشخند

 

بعد رفت مزاحم خواب بعد از ناهار بزرگترها شدخواب

اینم عموی بنده که سعی در سرگرم کردن فاطمه داشتنیشخند

رفت بالا وبابای فاطمه هم تشویق میکرد که بره پیششتشویق. حالا خوبه سینما 5بعدی تعطیل بودا وگرنه اوه

این عکس هم تازه گرفتم داغه داغه دخملی از خواب پاشده داره تلویزیون میبینهقلب

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (28) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مهدیه
16 اسفند 92 18:30
بووووووووووووووووووس
مامانی
17 اسفند 92 0:25
سلام یه خواهش اگه میشه به اهل دل که قراره برن کربلا بگید سلام من رو به آقا برسونن واگه امکان داره حاجتی که از حضرت معصومه خواستم برآورده شه زیارتشون هم قبول غذاتون نچشیده واقعا لذیذه عشق کردم برای اون ژست قشنگت دخملی
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
حتما عزیزم امروز که زنگ زدم بهشون میگم .ممنونم عزیزم
هم نفس
17 اسفند 92 7:32
نازنینم.فدای پا رو پا انداختنش بشم من... سلام بدوبیا که آپم..
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
سلام خدانکنه خاله مهربونم آمدم عزیزدلم
مثل هیچکس
17 اسفند 92 10:48
اول که عکسها رو نگاه کردم گفتم چه عجب خانم زرنگ شده غذا درست کرده پس بگو مامانت نیست آشپزی کردی . ایشالا به سلامت برن وبرگردن وسفر خوبی داشته باشن ایشالا قسمت شما هم بشه . چه عموی باحالی داری زهره جون خدا حفظش کنه براتون . این فاطمه جون هم بازی دیگه ای بلد نیست بجز پا توی کفش بزرگترها کردن ؟؟؟؟؟خانمی یه هفته مرخصی بگیر کلی بازی یادش بده اگه مشاوره لازم داشتی حتما بگو درخدمتیم
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
ممنون عزیزدلم ایشااله باشما قسمتمون بشهعموی بنده قابل شمارو نداره اجازه بده تقدیم کنمنه کفشاشو قایم میکردم که نره اونم کفشای دیگران رو میپوشید
مثل هیچکس
17 اسفند 92 11:53
از صبح دارم فکر میکنم ببینم مامانت اینا نیستن فاطمه رو چیکار کردی؟؟؟؟؟؟؟
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
هیییییییییییی خواهر دست به دلم نزار که خونه
مثل هیچکس
17 اسفند 92 13:15
خوب چیکارش کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟میگم بفرست بیاد پیش خودم زیادم که دورنیستیم تقریبا همسایه هستیم .
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
امدم وبت برات نوشتم گلیکاش میشد
مامان گلها
17 اسفند 92 18:47
ایشالا سفر همه مسافرا به سلامت غذاتون از قیافه ش هم معلومه که خوشمزس نوش جوووون
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
ممنونم از لطفت نازنینم.
امیرحسین کوچولو نفس ما
18 اسفند 92 3:44
به به چه غذای خوشمزه ایییییی.من عاشق قرمه سبزی ام...نوش جونتون.. انشاالله سفرکرده هاتون به سلامت برگردن و زیارتشون قبول باشه... چه عموی باحالی.... جونم فاطمه شیطووون.چه ژستی گرفته
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
نظر لطفته منم عاشقشم.ممنونم گلم قابل شمارو نداره
مامان سهند و سپهر
18 اسفند 92 9:48
واااااااااااااااااااای قرمه سبزی به به دلم خواست جای مامان و بابا جونت خالی نباشه عزیزم ایشالا سفرشون بی خطر و به سلامتی بر می گردن زیارتشون قبول حق. وای فاطمه گلی خوشگل و ببین . شلوارش خیلی نازه مامانی عمو جان رو ببین هزارماشالا چقدر باحاله فاطمه حتما کلی حال کرده ببوسش
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
در خدمتت هستم عزیزمممنونم گلم ایشااله روزی خودت بشه نازنینمچشمات ناز میبینه عزیزمفاطمه همش بهش میگفت عمو میتی(مهدی)اونم کلی ذوقشو میکرد
الهام مامان امیرعلی جیگر
18 اسفند 92 11:25
چه عموی باحالی سروته شدهفاطمه جون خاله قربونه ژشت گرفتنت برم
زهره مامانی فاطمه
پاسخ
خدانکنه خاله مهربونم