فاطمه نفس مامان♥♥♥

زندگی من

فاطمه در این روزها

  تصمیم داشتم دخترم تاهروقت که خواست شیرخشک بهش بدهم واز این یکی دیگه نگیرمش .آخه دخترم شیرمادر که نخورد گفتم اینو تا هر وقت خودش خواست بخوره. ولی انگار قسمت نبود یکی اینکه دیگه نان 3 نیست ونان 2جایگزین شده دوم اینکه سه شنبه که برای چکاپ خالش بردش دکتر (آخه من صبح سرکار بودم) گفت دیگه نباید شیرخشک بخوره .من و خاله از همون موقع دست به دست هم دادیم که این آخرین شیرخشک رو بهش ندیم آخه از تقریبا 2 ماه پیش فقط شبها شیرخشک میخورد.خلاصه از ما تلاش از فاطمه مقاومت در برابر ما .تا کسی میخواست بهش شیر بده من میگفتم از شیر تو یخچال بهش بده میفهمید بنای نه گفتن میزاشت نه نه نه .یعنی شیر خشک بده که بهش میگه مه مه .تصمیم گرفتم دیگه نگم از تو...
30 شهريور 1392

فاطمه وحساب پس انداز

دیروز بالاخره پس از 2سال برای دخملی حساب پس انداز باز کردم وکادوهای نقدی تولدشو براش پس انداز کردم .راستی کادوی من وبابامجی هم پول نقد به حساب فاطمه گلی ریخته شد .ایشااله همیشه حسابت پرپول باشه نفســــــــــم ...
27 شهريور 1392

فاطمه وهدیه تولد

این هدیه تولد فاطمه است که ازطرف دایی محمدش.  ممنون دایی جونم.دخترم میشینه توی ماشین دستشو از پنجره میبره تو میگه فرمون .عروسکاشم میشونه روی کامیون .داییشم منو دعوامیکنه میگه چرانذاشتی بزرگترشوبراش بگیرم حالا قراره بگیریم نمیدونستم دخملم انقدر ماشین سواری دوست داره اون چهره کنار کادر ،دایی محمد فاطمه است قربونش برم الهی    مبل کودک هدیه یه دونه خاله فاطمه، آجی زهراجونم ایناهم بقیه هدایا.حوله تن پوش وشام تولد(چلووکباب)ازطرف مامان جون وآقاجون(بابای خودم).صدهزارتومان هدیه مامان جون وآقاجون(بابای بابایی)فاطمه که پس انداز میشه توحسابش .بقیه هم از طرف عمو وعمه ها. از همگی ممنونم ایشااله جبران کنم....
26 شهريور 1392

تولد تولد تولدت مبارک

متولدین امروز اینم عکس دخملی در متولدین امروز . یه تشکرویژه از زهراجون(مامان آلماخانم) ویه زهراجون دیگه که لطف کردن و توی وبلاگشون تبریک گفتن تولد دخملمو  ممنون خاله زهراجونهام. و همه دوستهای عزیز وبلاگی که تولد دخترمو از چندروز جلوتر بهم تبریک گفتن ممنونم از همه خاله جونی ها .ایشاله عکسهای جشن تولد فاطمه که جمعه برگزار میشه رو در همین پست میزارم نوشته شده در92/06/20 ساعت 7/20 صبح سالروز تولد یه دونه دخترم محمدصالح عزبز تارا تیموری نگین آیدا جونم فاطمه ...
24 شهريور 1392

قشنگترین روز زندگی

       تو اين روزطلايي تواومدي به دنيا،وجودپاکت اومد،تو جمع خلو ت ما،توتقويمانوشتيم،تو اين ماه   و تواين روز،از آسمون فرستاد،خدايه ماه زيبا فاطمه جونم،همه هستی من،از صمیم قلب میگم، تولدت مبارک ایشااله200ساله بشی عزیزدل مامان وبابا                                       ...
20 شهريور 1392

دل نوشته مادر

تاریخ وبلاگو نگاه کنید  ولی فاطمه فردا تولدشه اول میخوام از پروردگارم تشکر کنم بخاطر تمام نعمتهایی که بهم داده ومخصوصا بخاطر فرشته کوچیکم فاطمه خانم. خدایا ذره ذره وجودم سپاس است از تو که این موهبت الهی رو به ما ارزانی کردی.خدایا دوستت دارم چون تو منو خیلی خیلی بیشتر دوست داری اینو از تمام لطفهایی که در حقم کردی فهمیدم .                خدایا هزاران هزار بار شکرت خدایا اگر یه وقتایی یه جاهایی بدقلقی کردم ببخش. اگر یه وقتایی یه جاهایی سراین فرشته کوچیکت داد  کشیدم ببخش.اگر یه وقتایی گفتم خدایا خسته شدم ببخش.اگریه وقتایی یه شبایی بابداخلاقی شیر درست...
19 شهريور 1392

ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر

ولادت حضرت معصومه (س) که روز دختر نامگذاری شده است را به همه مامان های مهربون و نی نی های ناز مخصوصا دختر خانم ها تبریک میگم.       فاطمه جونم روزت مبارک       راستی تا تولد دخملم فقط روز مونده .   ...
19 شهريور 1392

فاطمه وگوشواره

اول اینکه تصویر بالا مربوط به مراسم عقد پسرخاله ودختر خاله  بابامجتبی است که یک  روز قبل از سوراخ نمودن  گوشهای فاطمه برگزار شد (جزئیاتش بماند که عصر ساعت 7 رفتیم دزفول وشب ساعت 2/30 رسیدیم اهواز )   پنج شنبه صبح در یک اقدام کاملا یه هویی تصمیم گرفتم ببرم گوشهاتو سوراخ کنم در این اقدام نفسگیر خاله زهرا همراه همیشگی من همراهم آمد به بابامجی که سرکار بود(آخه اونا پنج شنبه ها تعطیل نیستن) زنگ زدم  وگفتم دارم فاطمه رو میبرم گوشهاشو سوراخ کنم گفت نه حالا دردش میگیره واز این حرفها. ولی کو گوش شنوا آخه همه بهم میگفتن خیلی دیر شده خلاصه رفتیم دکتر خانم دکتر نازنین چند جفت گوشواره گذاشت گفت کدومو براش بزار...
16 شهريور 1392

فاطمه در سفر(شمال)

سه شنبه بهمراه مامان جون وآقا جون وعمه زهرا و عمو امیرحسین وخاله زهرا رفتیم بسمت کلاردشت خیلی باصفا وخوب بود  فاطمه خانم داره شیرشو تو هوای پاک و خنک اول صبح میخوره چهارشنبه از جاده عباس آباد که خیلی هم باصفا و سرسبز بود رفتیم دریا  بقیه عکسا کنار دریا تقریبا خانوادگی هستن توی پست دیگه میزارمشون فاطمه وعمو امیرحسین که خیلی هم دوستش داره ...
12 شهريور 1392